هوش مصنوعي به زبان ساده، تلاش براي توليد ماشيني است كه مانند انسان عمل كند وقدرت فكر كردن داشته باشد. شايد بتوان گفت كه هوش مصنوعي عبارت است از مطالعه ماشينها براي وادار كردن آنها به كارهايي كه انسان ها آن را بهتر انجام ميدهند. البتهاين تعريف، تعريف جامع و كاملي نيست و درحقيقت هوش مصنوعي، علم بسيار دقيقتر وپيچيده تري است. هوش مصنوعي (Artificial Intelligence) كه در اصطلاح به آن AI هم گفته مي شود، دانش عميق و گستردهاي است كه در حالت كلي به مطالعه روياطلاعات، چگونگي جمع آوري و نگهداري آنها، بكارگيري داده ها و جابجايي و انتقالآنها به ماشين يا انسان و حيوان مي پردازد. در هوش مصنوعي ماشينهاي باهوش، با كمككامپيوتر و الگوگيري از درك هوش انساني و يا حيواني است. اين علم در حقيقت حاصلتلاقي بسياري از دانش ها، علوم و فنون قديم و جديد است. شايد بتوان گفت كه هوشمصنوعي ريشه در فلسفه، رياضيات، نورولوژي و فيزيولوژي دارد و كاربردهاي متنوع وفراوان آن در علوم كامپيوتر، انواع مهندسي، علوم ارتباطات و حتي زيست شناسي و پزشكيقابل مشاهده است. همچنين از اين دانش در رباتيك، پيش بيني وضع هوا، نقشه برداري،تشخيص صدا، تشخيص گفتار و دست خط، بازيها و نرم افزارهاي رايانه اي استفاده ميشود.
هوش از نوع مصنوعي گرچه به نظر مي رسد كه هوش مصنوعيوابسته به علوم الكترونيك و رايانه باشد ولي در حقيقت اين علم پيش از بوجود آمدنعلوم الكترونيك توسط بعضي از فيلسوفان و رياضي دانان و با ارائه قانون ها و نظريههايي در زمينه منطق، مطرح شده بود. اواسط قرن بيستم، وقتي رايانه هاي الكترونيكي اختراع شدند،موضوع هوش مصنوعي هم ذهن دانشمندان را با خود درگير كرد و به فكر واداشت. با ايناختراع دانشمندان به اين نتيجه رسيدند كه فناوري در نهايت قادر به شبيه سازيرفتارهاي هوشمندانه خواهد بود. فعاليت در زمينه هوش مصنوعي در حقيقت از سال 1960 ميلاديآغاز شد ولي سال 1965 به عنوان دانش جديد ابداع شد و شكل گرفت. اصطلاح هوش مصنوعينخستين بار توسط جان مككارتي كه از او به عنوان پدر علم و دانش توليد ماشين هايهوشمند، ياد مي كنند،استفاده شد. با اين عنوان هويت هوشمند يك ابزارمصنوعي روشن مي شود. نخستين كارهاي پژوهشي كه دانشمندان در زمينه هوش مصنوعيانجام دادند، ماشيني كردن بازي ها و اثبات قضيه هاي رياضي با كمك رايانه ها بود وليبه تدريج گسترش بيشتري پيدا كرد. محققان هوش مصنوعي تلاش مي كنند ماشين هايي بسازندكه دستورهاي مورد نياز مصرف كننده ها را به صورت هوشمندانه انجام دهد. براي مثالقابليت كنترل، برنامهريزي و زمان بندي، توانايي تشخيص سوال مصرفكننده و پاسخ دهي،زبان شناسي، سخنراني يا شناسايي چهره ها را داشته باشد.
اطلاعات منتقل ميشود درفيزيك و شيمي، اصل بقاي انرژي، اصل آشنايي است كه بر اساس آن انرژي از بينداروسازي، بيولوژي، زمين شناسي و دانش هاي مهندسي بر اساس همين اصل، تكامل يافته وتمامي اين رشته ها بر مكانيزم طبيعي و يا مصنوعي تبديل نيرو، جرم و انرژي استوارند. شايد بتوانيم بگوييم كه درباره اطلاعات هم اصل مشابهي وجود دارد، يعني اطلاعاتانتقال مي يابد و از صورتي به صورت ديگر در مي آيد. به همين دليل هوش مصنوعي را ميتوان علم اطلاعات يا علم هوش دانست. علمي كه بر اساس تبديل اطلاعات به فرم مكانيكيو شيميايي يا برعكس استوار است. دريافت اطلاعات، محدود به سيستم هاي مصنوعي نيست. انسان هانيز اطلاعات را دريافت ميكنند و انتقال مي دهند. حتي اطلاعات را به كار مي گيرند وبا آنها كنترل مي شوند. براي مثال با دريافت يك خبر خوب شاد مي شوند و با دريافت يكخبر بد غمگين و يا از يك صداي بلند ناگهاني مي ترسند، يعني با دريافت اطلاعاتگوناگون، احساس و واكنش هاي گوناگون از خود بروز مي دهند. در اين علم، اطلاعات درسيستمهاي طبيعي و مصنوعي، تجزيه و تحليل مي شوند و چگونگي دريافت اطلاعات و نيزواكنش ها و عملكردها بررسي مي شود. در مقايسه هوش مصنوعي با هوش انساني بايد بگوييم كه انسانقادر است مسايل را مشاهده، تجزيه و تحليل و حتي قضاوت كند و در نهايت به تصميم گيريبرسد. در حالي كه هوش مصنوعي مبتني بر قوانين از پيش تعريف شده بر روي كامپيوتراست. به همين دليل با وجود ساخته شدن كامپيوترهاي بسيار كارا و پيشرفته، هنوز انسانقادر به ساخت ماشين هايي با هوش نزديك به هوش انسان نبوده. هوش مصنوعي به تعداديشاخههاي فرعي تقسيم مي شود.
3 شاخه اصلي آن عبارتند از: سيستمهايخبره(ES) ، آدموارهها يا ربات ها و پردازش زبان طبيعي كه در ادامهبه آنها اشاره مي كنيم.
سيستم هاي خبره سيستمهاي خبره، برنامههايكاميپوتري هوشمندي هستند كه با كمك دانشو روش هاي استنباط و استنتاج، مسائليرا حل كنند كه براي حل آنها به مهارت انساني نياز است. سيستمهاي خبرهبه كاربر اين امكان را مي دهند تا با مشاوره با سيستمهاي كامپيوتري در مورد يكمسئله و يافتن دلايل بروز مسئله راهحلهاي آن را پيدا كند. در اين حالاتمجموعه سختافزار و نرمافزار تشكيل دهنده سيستمخبره، مانند فرد خبره با طرحپرسش هاي مختلف و دريافت پاسخهاي كاربر، مراجعه به پايگاه دانش يا تجربههاي قبلي و استفاده ازيك روش منطقي براي نتيجهگيري، راهحلارائه مي كند. همچنين سيستم خبره قادر به شرح مراحل نتيجهگيري خود تارسيدن بههدف و چگونگي نتيجهگيري است. سيستمهاي خبره برخلاف سيستمهاياطلاعاتي كه بر اساس دادهها (Data) عمل مي كنند، بر دانش متمركز شده. يكيديگر ازمشخصات اين سيستمها استفاده از روش هاي ابتكاري (Heuristic) به جاي روش هاي الگوريتمي است. اين توانايي باعث كاربردوسيع تر سيستم هاي خبره مي شود.
آدمواره ها كلمه آدمواره (ربات) بعد از اجراييك نمايش در سال 1920 ميلادي در فرانسه متداول و مشهور شد. در اين نمايشكه اثر«كارل كپك» بود، موجودات مصنوعي شبيه انسان، وابستگي شديدي نسبت بهصاحبان خويش از خود نشان مي دادند. اين موجودات مصنوعي شبيه انسان در آننمايش، آدمواره نام داشتند. در حال حاضر آدموارههايي را كه در شاخههاي مختلفصنايع مورد استفاده است، مي توان به عنوان ماشينهاي مدرن، خودكار،قابلهدايت و قابل برنامهريزي تعريف كرد. اين آدموارهها قادرند در نقاط مختلفخط توليد، به طور خودكار، وظايف گوناگون توليد را تحتيكبرنامه از پيش نوشته شده انجام دهند. ممكن است يكآدمواره، جاي اپراتور رادر خط توليد بگيرد و يا يك كار مشكل و خطرناك به ربات واگذار شود. همانطوركه يك ربات ميتواند به صورت منفرد يا مستقل كار كند، اين احتمال نيز وجوددارد كه چند ربات به شكل جمعي و رايانهاي در خط توليد به كار گرفتهشوند. ربات هاابزارهايي دارند كه به وسيله آنهامي توانند شرايط محيط را دريابند. اينابزارها حسگرهاي رباتند. بعضي از ربات ها مي توانند در چارچوب برنامه اصلي خود،برنامههاي جديد عملياتي توليد كنند. اين آدموارهها داراي سيستمهاي كنترلوهدايت خودكارند.
پردازش زبان هاي طبيعي پردازش زبانهاي طبيعي (NLP) بعنوان زيرمجموعهاي از هوش مصنوعي، مي تواند توصيهها و بياناترا با استفاده از زباني كه شما به طور طبيعي درمكالمه هايروزمره بكار مي بريد، بفهمد و مورد پردازش قرار دهد. به طوركلي نحوه كار اينشاخه از هوش مصنوعي اين است كه زبان هاي طبيعي انسان را تقليد مي كند. دراين ميان، پيچيدگي انسان از بعد روانشناسي روي ارتباط متعامل تاثير ميگذارد. در پردازشزبان هاي طبيعي، انسان و كامپيوتر ارتباطي كاملا نزديك با يكديگر دارند. كامپيوتر از لحاظ رواني در مغز انسان جاي داده مي شود. بدين ترتيب يك سيستم خلاقشكل مي گيرد كه انسان نقش سازمان دهنده اصلي آن را دارد. اگر چه هنوز موانعروانشناختي و زبانشناختي بسياري بر سر راه سیستم هاي محاوره اي وجوددارد. اما چشم اندازهاي پيشرفت آنها اميدواركننده است. درحقيقت،توقعات يكسان از محاوره انسان- ماشين و محاوره انسان- انسان، معقولنيست.
زبان هاي برنامه نويسي ما در عصري زندگي مي كنيم كه جامعهشناسان آن را عصر انقلاب كامپيوتر ناميده اند و مانند هر انقلاب واقعي ديگر،انقلابي است گسترده و فراگير و تأثير پايداري برجامعه خواهد داشت. انقلاب كامپيوتر